تبليغاتX
معمای هستی - خدا را شکر می کنم

معمای هستی

خدا را شکر که تمام شب صدای خرخر شوهرم را می شنوم این یعنی او زنده و سالم در کنار من خوابیده است
خدا راشکر که دختر نوجوانم همیشه از شستن ظرف ها شاکی است این یعنی او در خانه است و در خیابان ها پرسه نمی زند
خدا را شکر که مالیات می پردازم این یعنی شغل و در امدی دارم
خدا را شکر که باید ریخت و پاش های بعد از میهمانی را جمع کنم این یعنی در میان دوستانم بوده ام
خدا را شکر که لباسهایم کمی برایم تنگ شده اند این یعنی غذای کافی برای خوردن دارم
خدا را دشکر که در پایان روز از خستگی از پا می افتم این یعنی توان سخت کار کردن را دارم
خدا را شکر که باید زمین را بشویم و پنجره ها را تمیز کنم این یعنی خانه ای دارم
خدا را شکر که در جایی دور جای پارک پیدا کردم این یعنی هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبیلی برای سوار شدن
خدا را شکر که سر و صدای همسایه ها را می شنوم این یعنی می توانم بشنوم
خدا را شکر که این همه شستنی و اتو کردنی دارم این یعنی من لباس برای پوشیدن دارم
خدا را شکر که هر روز صبح زود باید با زنگ ساعت بیدار شوم این یعنی من هنوز زنده ام
خدا را شکر که گاهی اوقات بیمار می شوم این یعنی به یاد می اورم که اغلب اوقات سالم هستم
خدا را شکر که خرید هدایای سال نو جیبم را خالی می کند این یعنی عزیزانی دارم که می توانم برایشان هدیه بخرم

خدا را شکر می کنم                        بر گردان زهره زاهدی                                  انتشارات جیحون

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 17:14  توسط جواد غلامی  |