کانون وکلا به عنوان اولين وبزرگترين ngo کشور همه ساله براي پذيرش کار آموزان وکالت از فارغ التحصيلان اين رشته اقدام به برگزاري آزمون مي نمايد که بر طبق رويه جند سال اخير آگهي اين آزمون در شهريور ماه اعلام و در آبان يا آذر همان سال برگزار مي شود اما امسال در ميان تعجب همه شرکت کنندگان اين آگاهي در اواسط مهر اعلام و در آن به نکات عجيبي اشاره شده بود که از زمان استقلال کانون که بيش از نيم قرن از آن مي گذرد بي سابقه بود .
از جمله اين تصميمات عجيب برگزاري آزمون جداگانه از سوي کانون وکلا مرکز است که بايد اين قضيه مورد توجه قرار گيرد که مسئولين کانون وکلا که به پذيرش وکيل از سوي قوه قضائيه ايراد مي نمايند چگونه اين امر در خود کانون اتفاق افتاده است البته بايد به اين نکته نيز اشاره شود که اين امر از سوي اسکودا ( اتحاديه سراسري کانون هاي وکلاي دادگستري ايران )نهي شده است اما منظور نظر اين است که اتحاديه به عنوان متولي اين امر چرا اجازه چنين کاري را داده است.
در حقيقت مي توانسنت با بي اعتبار شناختن پروانه صادره از سوي کانون مرکز اين کانون را مجبور به برگزاري آزمون بر طبق مقررات اتحاديه نمايد که اينگونه نشد و در حرکت ديگر زمان برگزاري آزمون از سوي اتحاديه و کانون موصوف در دوزمان جداگانه برگزار مي شود و به داوطلبان اين اجازه داده شده که در هر دو آزمون شرکت نمايند واين در حالي است که در سالهاي گذشته شرکت کنندگان پس از انتخاب کانون در اين امتحان شرکت مي کردند که امسال با توجه به اين امر حق خيلي از داوطلبان تضييع مي شود به اين صورت که شرکت کنندگاني که در هر دو کانون پذيرفته شده تنها مجاز به انتخاب يک کانون مي باشند و در اين صورت یک جا در یکی از کانون ها خالی خواهد ماند که بر طبق سنوات گذشته کانون داوطلی دیگری را معرفی نخواهد کرد البته این امر در سالهای گذشته باتوجه به برگزاری چند آزمون حقوقی از جمله قضاوت و سردفتری صورت می گرفت بسیار شاهد این قضیه بودیم ولی چون از سوی چند مرجع مختلف این امتحانات برگزار می شد قابل توجیه بود ولی اینکه این کار از سوی کانون به تنهایی صورت پذیرد جای بسی سوال و تامل دارد که امیدواریم دست اندر کاران کانون وکلا این موضوع را مد نظر خود قرار دهندو یا ره حلی برای آن بیابند.
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 22:40  توسط جواد غلامی
|
امروز سوم خرداد سالروز آزاد سازی خرمشهر 27 سال پیش تو همچین روزی خرمشهر عروس شهرهای ایران بعد از چند ماهی که تو دست عراقی ها بود آزاد شد خرمشهر رو خدا آزاد نکرد بلکه پاک ترین جونای این سرزمین فارغ از هر دین و مذهبی که داشتن با هر عقیده و نظری رفتن و جنگیدن و نذاشتن حتی یه وجب از خاک این کشور به دست بیگانه بیفته مسلم بدونید خیلی از اون رزمنده ها با این حکومت مخالف بودن ولی برای دفاع از حیثیت و شرافت کشور و ملتشون جون خودشون رو کف دستشون گذاشتن و رفتن وسربلند هم بیرون اومدن.
پ.ن1:یادش به خیر البته ما که تو اون روز به یاد ماندنی نبودیم ولی بعدش که گوش می دادیم چه قدر حال می داد.
شنودگان عزیز توجه فرمائید شنودگان عزیز توجه فرمائید خرمشهر شهر خون و قیام آزاد شد.
پ.ن2:داشتم می نوشتم این شعر فردوسی رو که علیرضا قربانی خونده گوش میدادم دیدم بی مناسبت با این روز بزرگ نیست.
که ایران چو باغی است خرم بهار شکفته همیشه گل کامکار
اگر بفکنی خیره دیوانه وار چه باغ و چه دشت و چه دریا چه غار
نگر تا تو دیواری او نفکنی دل و پشت ایرانیان مشکنی
کز آن پس بود غارت و تاختن خروش سواران و کین آختن
زن و کودک و بوم ایرانیان به اندیشه بد منه در میان
هوا خوشگوار و زمین پر نگار توگفتی به تیر اندر آمد بهار
همه سر به سر دست نیکی برید جهان جهانرا به بد نسپرید
نخوانند بر ما کسی آفرین چو ویران بود بوم ایران زمین
دریغ است ایران که ویران شود کنام پلنگان و شیران شود
+ نوشته شده در جمعه سوم خرداد 1387ساعت 13:50  توسط جواد غلامی
|
7 اسفند 1331 ياد آور واقعه بزرگي است رويدادي كه تا حد زيادي در برقراري عدالت موثر بود بزرگمردي از مردم اين سرزمين وجود چنين نهادي را در سيستم حقوقي لازم و ضروري مي ديد و در مدتي كه از طرف مجلس اختيار قانونگذاري داشت به حق چه قوانين شايسته و بايسته اي را به تصويب رساند وتا به امروز نيز تاثيرات مفيد و مثبت آن قوانين را در جامعه مي بينيم كه از آن جمله استقلال كانون وكلاي دادگستري است.
جاي بسي تاسف است كه روزي اين چنين مهم بر برگهاي تقويم ما منقوش نگشته است(البته به غير از
تقويم هاي حقوقي) جالب است بدانيد روزماما٬ غذا٬ دريانوردي و شير مادر صفحاتي از تقويم هايمان را
مزين به نام خود كرده اند. البته اين گفته به معناي آن نيست كه اهميت اين ايام بر ما پوشيده مانده بلكه
كنه مطلب و مقصود نگارنده اشاره به نقش ملموس اين روز بزرگ كه در طي اين سالها كفه ميزان عدالت
به واسطه اين سنگ وزين پر بارتر گشته مي باشد.
حاليه چه پاسخي مي توان براي اين امر جستجو كرد جز اينكه يادآوري اين روز مهم به مذاق عده اي كه وجود كانون مستقل را مخالف با مقاصد خويش ميدانند خوش نمي آيد. آيا اينان نمي دانند كه استقلال يك وكيل جزء ذاتي و لا ينفك كسي است كه يكي از خطير ترين مسئوليتهاي دنياي امروز كه همانا حفظ و دفاع از جان مال و آبروی مردم است٬ را عهده دار مي باشد.
آيا نمي دانند كه مواجه شدن با قدرت بزرگي به نام دولت چه قدر سخت و مشكل است چه رسد كه مدافع نيز يك عامل دولتي باشد با اين وصف چه بر سر مردم جامعه خواهد آمد.آيا اين افراد خود را در شرايطي ديده اند كه در برابر قاضي يار و ياوري جز وكيل ندارند قطعاً پاسخ منفي است.
55 سال پيش مرحوم دكتر محمد مصدق (رحمت الله عليه)اين موضوع را به خوبي درك كرد و براي هر چه بهتر اجرا شدن عدالت و امنیت٬ قانون استقلال كانون را از تصويب گذراند.
يادآوري اين موضوع نيز شايسته است در شرايطي كه دولت برنامه خصوصي سازي در بسياري از زمينه هاي اقتصادي اجتماعي و فرهنگي را دارد آبا به صلاح است نهادي كه ساليان سال به صورت خصوصي اداره مي شده حال اين چنين استقلال آن به مخاطره افتد.
پ ن: روز وكيل و استقلال كانون رو به همه وكلا به خصوص به همسر عزيزم از صميم قلب تبريك ميگم
و اميدوارم در همه مراحل زندگي پيروز و سربلند باشند.
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 16:53  توسط جواد غلامی
|
بعد از تقریبا ده روز دارم می نویسم اونم به دلیل مسافرتی بود که با خانمم به مشهد داشتم راجع به این مسافرت باید بگم که خوش گذشت و تجربه خیلی خوبی بود (بسیار سفر باید تا پخته شود خامی) جمعه برگشتم و خودم رو اماده کردم برای خدمت صبح روز سه شنبه به پیشنهاد چند تا از دوستان با تجربه به جای رفتن به ساری مستقیم از امل به مرزن اباد محل اموزش رفتم جای خیلی دیدنیی۳۵ کیلومتری جاده کندوان حول و حوش ساعت 11 رسیدم چند نفری که از شهرهای اطراف بودن زودتر اومده بودن بعد از یه۳ یا ۴ساعتی الافی تازه اقایون تصمیم گرفتن که ما رو پذیرش کنن حدود 500 یا 600 نفر از مازندران اومده بودن و برای اولی بار پذیرش قرار بود با کامپیوتر انجام بشه چون زودتر از بقیه اومده بدیم جلو صف افتادیم و پذیرش شروع شد نکته جالب اینه که این همه سرباز و فقط 2 تا سیستم بگذریم با پر کردن یکی دو تا برگه ثبت نام شروع شد برخورد 3تا درجه دار با سربازا خوب بود و جای تقدیر داره ولی دو نفر از این درجه دارا انگار ارث پدر می خاستن از این سربازای بیچاره دائم در حال تهدید کردن که کاری نکنین که کار تون رو امروز انجام ندم وا ز این جور اراجیفات اون چند تا کادری محترم با جدان کردن پزشک ها و فوق لیسانسا کارشون رو زودتر انجام دادن که از صحنه های خوب دیروز بود بعد از 2 ساعتی که تو صف بودیم قرار شد بریم لباس و یه سرس چیزای دیگه رو تحویل بگیریم ساعت دیگه از 6 هم گذشته بود ما رو باچند تا سرباز وظیفه فرستادن که واقعا از این سربازا انتظار همچین برخوردی رو با یه عده ادم تحصیل کرده نداشتیم یه ادمی که دیپلمش رو هم به زور گرفته بود داشت با یکی که 19 سال درس خونده بود و دکتر شده بود با طرز بسیار بدی صحبت می کرد که من برگشتم بهش گفتم مثل اینکه قبلا هم با شما اینجوری برخورد کردن که الان داری عقده ای بازی در می اری ،حدود یه ساعتی هم این اقا مارو معطل کرد دیگه رفتیم کنار انبار لباسا تو یه کیسه برزتی یه مشت خرت پرت ریختن دادن تحویل ما و گفتن برین و صبح نهم خودتون رو معرفی کنین از پادگان که بیرون می اومدیم ساعت از 8 هم گذشته بود تازه ما اولی گروهی بودیم که کارمون انجام شده بود وخیلیها هنوز ثبت نامشون تموم نشده بود از پادگان که بیرون اومدیم سربازای اردبیلی،سمنانی و قزوینی رو دیدیم که تازه رسیدن که دیگه پذیرششون تموم شده بود بیچاره ها بدون جا و مکان باید تا صبح تو اتوبوس می موندن.
روز اول درست بر خلاف تصورمون زیاد سخت نبود ولی خیلی درد اور بود یکیش همین کاری که با سربازای استانهای دیگه کردن که نشون دهنده شخصیت قائل نشدن برای سربازایی که 20 ماه دارن برای این دولت مجانی کار میکنن تازه اونقدر این موجودات براشون بی ارزشن که حتی یه اب خردن هم براشون نیاوردن چه رسد به غذا و این موجودات نازنین از صبحرو تا شب با شکم گرسنه و دهن خشک شده سپری کردن.
پ.ن: از این به بعد بیشتر راجع به مصائب سربازا می نویسم تا حد اقل تو دلم نمونه و یه هو نترکه..... پ.ن۲:تا مدت نامعلومی نمی تونم بنویسم وبه محض اولین مرخصی از خاطرات این خدمت لعنتی می نویسم فعلا بدرود.............................
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 15:9  توسط جواد غلامی
|
چرا تو کشور ما برای پرده بکارت اینقدر اهمیت قائل می شن به چه علتی پاک بودن یک ختر رو در داشتن پرده بکارت می دونن با چه سنگ محکی می خان بسنجن به نظر این کاملا دور از انصاف و عدالته به این دلیل که متاسفانه مردای ایرانی خودشون هر کاری دوست دارن می کنن و اصلا هم ککشون نمی گزه و حالا خدای نکرده اگه یه دختر این کار رو بکنه دیگه بی عفت ترین دختر دنیاست این رو از این جهت می گم که خودم شاهد چندین طلاق بودم که بعد از ازدواج وقتی مرد متوجه شده بود که بکارت زنش از بین رفته اون رو طلاق داد این یعنی یک زندگی به یک پرده چند سانتی بسته شاید بگین از این جهت که اون زن که این کار رو یک بار انجام داده بازم ومی تونه حالا ما فرض رو بر این می گیریم
که این حرف درست باشه حالا اگه یه دختر بکارتشو از دست نده ولی باز هم با کسه دیگه ای از یه راه دیگه ای رابطه جنسی داشته باشه این امر با چه دلیلی می تونه ثابت بشه تازه در خیلی از موارد پرده بکارت به دلایلی غیر از رابطه جنسی مثل ورزشهای سنگین تصادفات رانندگی که هیچ کدام از اینها قابل اثبات نیست پاره می شه اصلا ما همه این حرف ها رو قبول می کنیم پس چرا خدا برای مردا چیز خاصی قرار نداد تا بشه به قولی ناپاک بودن اونارو تشخیص داد یعنی خدا فقط می خاسته برای پاک بودن زنها راه حای بزاره .
بعضی ها که براشون این بکارت زیاد مهم نیست میگن این پرده به خاطر اینه که جلوی بار داری زن رو بگیره خوب تو این زمونه این رو هم دیدیم که خانمهایی که پرده هم داشتن بازم باردار شدن پس هیچکدوم اینها نمی تونه دلیلی باشه برای اینکه ما اینقدررو مسئله به این سادگی حساس بشیم و بخایم به خاطرش تصمیماتی بگیریم که زندگیمون رو متلاشی کنه. اصلا این تعصبات بیجا یکی از مشکلات اساسی جامعه ماست که خیلی وقتها جلوی پیشرفت ما رو می گیره حتی من از یکی از استادام شنیدم که تو بعضی جاهای ایران که زن به یه سنی می رسه اون رو اخته می کنن که نتونه لذت جنسی ببره.
به نظر این حساسیتها یه مقدارش به دلیل قوانینی که ما داریم به عنوان نمونه اگر پرده بکارت یک زن توسط مردی از بین بره مرد به پرداخت دیه کامل زن که الان 18 میلیون تومن محکوم میشه یا اگه یه زن و شوهر بعد از ازدواج طلاق بگیرن و اگه رابطه زناشویی برقرار نکرده باشن در صورت اثبات به زن یه شناسنامه دیگه می دن تا برای ازدواج بعدش دچار مشکل نشه به نظر ما حتی همه این موارد رو هم بپذیریم بعد از ازدواج قانونی اون وقت چه چیزی میتونه وجود داشته باشه تا بشه باهاش پاک بودن زن رو ثابت کرد زنی که مسئولیتهای خیلی مهمی رو در زندگی ایفا می کنه که مهمترینش می تونه مادر بودن باشه پس شایسته است برای این فرد با ارزش احترام بیشتری قائل بشیم و بنای زندگی رو بر اعتماد متقابل که همانا یکی از ارکان اساسی زندگیه بزاریم.
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 13:45  توسط جواد غلامی
|
خدا را شکر که تمام شب صدای خرخر شوهرم را می شنوم این یعنی او زنده و سالم در کنار من خوابیده است
خدا راشکر که دختر نوجوانم همیشه از شستن ظرف ها شاکی است این یعنی او در خانه است و در خیابان ها پرسه نمی زند
خدا را شکر که مالیات می پردازم این یعنی شغل و در امدی دارم
خدا را شکر که باید ریخت و پاش های بعد از میهمانی را جمع کنم این یعنی در میان دوستانم بوده ام
خدا را شکر که لباسهایم کمی برایم تنگ شده اند این یعنی غذای کافی برای خوردن دارم
خدا را دشکر که در پایان روز از خستگی از پا می افتم این یعنی توان سخت کار کردن را دارم
خدا را شکر که باید زمین را بشویم و پنجره ها را تمیز کنم این یعنی خانه ای دارم
خدا را شکر که در جایی دور جای پارک پیدا کردم این یعنی هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبیلی برای سوار شدن
خدا را شکر که سر و صدای همسایه ها را می شنوم این یعنی می توانم بشنوم
خدا را شکر که این همه شستنی و اتو کردنی دارم این یعنی من لباس برای پوشیدن دارم
خدا را شکر که هر روز صبح زود باید با زنگ ساعت بیدار شوم این یعنی من هنوز زنده ام
خدا را شکر که گاهی اوقات بیمار می شوم این یعنی به یاد می اورم که اغلب اوقات سالم هستم
خدا را شکر که خرید هدایای سال نو جیبم را خالی می کند این یعنی عزیزانی دارم که می توانم برایشان هدیه بخرم
خدا را شکر می کنم بر گردان زهره زاهدی انتشارات جیحون
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 17:14  توسط جواد غلامی
|
ساعت 5:30 بامداد شنبه در اثر برخورد یک دستگاه اتوبوس بین شهری با یک بنز باری در شهر ابعلی متاسفانه 17 نفر از هموطنان مان جان خودشون را از دست دادن و21 نفر نیز زخمی شدن که حال تعدادی از انان وخیم گذارش شده علت این حادثه به گفته مامور راهنمایی و رانندگی خواب الودگی راننده اتوبوس اعلام شده در اثر این حادثه جاده هراز بدترین سانحه سال 86 را به خودش دیدباامید به اینکه دیگه شاهد اینچنین حوادث دلخراش تو کشورمون نباشیم....
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 1:38  توسط جواد غلامی
|
چرا مرد می تواند تا 4 زن عقدی داشته باشد دلیل این کار که در قران نیز صراحتا قید شد چیست خدا در قران در سوره نسا به مرد اجازه داده که تا 4 زن عقدی داشته باشد چرا؟این سوره بعد از جنگ احد نازل شده که در ان جنگ مردان زیادی از مسلمانان شهید که به تبع ان زنان زیادی بیوه و فرزندان زیادی بی سرپزست شدند پس این کار بی حکمت نبوده .و خداوند فرمود نیکوست از این زنان اختیار کنید.از این مطلب که بگذریم
پی خواهیم برد به شرایط اجتماعی فرهنگی عرب جاهل که برای زن و دختر ارزشی قائل نمی شد تا جایی که دختران را زنده به گور می کردنند حالا ما در قرن 21 میبینیم که قانونگذار ما قانونی را می خواهد به تصویب برساند که حتی از قوانین 1400 سال پیش هم متحجرانه تر است یادمان باشد که برای تصویب یک قانون فقط منابع فقهی کافی است بلکه شرایط اجتماعی و فرهنگی نقش اول را ایفا می کند. و در جامعه کنونی ما که یکی از قبیح ترین کارها از سوی یک مرد همین ازدواج مجدد است خیلی راحت قانونی تصویب می شود که اجازه این عمل زشت را به مرد می دهد از ان جهت می گویم زشت که خیلی ازعلل طلاق در کشور همین ازدواج مجدد اقایان است با توجه به اینکه ما در روایات دینی خود داریم که طلاق عرش خدا را به لرزه در می اورد حالا دولتنمردان ما راههایی برای رسیدن به این کار باز می کنند.
اگر از خیلی از این قانونگذار ها بپرسید که زمانی که خود شما کوچک بودید ایا دوست داشتید که پدرانتان بر سر مادر ان شما هوو بیاورندمسلما پاسخ خواهند داد خیر حتی زنانی که بسیار مذهبی هستند و به تمامی قوانیین اسلا پایبندند ولی با ازدواج مجدد همسرانشان کاملا مخالفند
پس ما چطور می توانیم قانونی را به تصویب برسانیم که جدای از مخالفان مردش بیش از نیمی از افراد جامعه ان با ان مخالفند و باز از ان بدتر که این قانون شرایطی را برای این کار در نظر گرفته که با یکی از اصول بین المللی حقوق مغایرت دارد و ان اصل قانونی بودن جرم و مجازات است چگونه یک قاضی می تواند تمکن مالی یک مرد را تشخیص دهد شاید برای یکی 1 میلیون مکنت مالی باشد ولی برای دیگری چند ده میلیون پول زیادی به حساب نیاید و ازهمه بدتر اینکه تعهد به برقراری عدالت توهین بزرگی به زنان و همسران جامعه ما تلقی خواهد شد زیرا صرف یک برگه
که نمی شود عدالت را سنجید اقایان به مهریه که در یک سند رسمی درج شده تن در نمی دهند چه رسد به این تعهد نامه . تصویب این قانون نشان دهنده چیزی نیست جز میل تنوع طلبی در قانونگذاران کشور ما.
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 17:21  توسط جواد غلامی
|
فردا قراره بعد از چند ماه برم الیگودرز خونه پدر خانمم راه دور زن گرفتن این درد سر هارو داره ملت هفته ایی یه بار میرن خونه پدر زن شون ما ماه به ماه هم نمی رسیم بریم مثل اینکه امسال شب قدری بر خلاف سالای پیش دور از آملم خوب اینم یه تجربه است دیگه حالا تا ببینیم چی پیش میاد خدا رو شکر این چند وقته خیلی سر حالم چون بعد از مدتها من و خانمم می تونیم چند روز بیشتر پیش هم باشیم وقتی من از الیگودرز بر گردم اون میاد آمل بعدشم اگه خدا یاری کنه میریم پا بوس امام رضا راجع به این سفر هم به موقش می نویسم در کل خیلی خوشحالم که دارم می رم پیش عیال.
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 14:51  توسط جواد غلامی
|
به نظر شماچراخيانت بين زن و شوهر ها رو به افزايش چرا اونهايي كه حتي در اول كار خيلي عاشقانه همديگر رو دوست داشتن انتخاب هم، انتخاب خودشون بوده ولي زندگيشون دوام نداره و نسبت به همديگه بي وفايي مي كنن چه دليلي وجود داره كه اونا نمي تونن با پارتنرشون باشن منظور از بي وفايي فقط اين نيست كه با وجود طرف مقابل با شخص دیگه ای هم سكس داشته باشن اين خيانت مي تونه هر چيزي باشه از مسائل جنسي گرفته تا مسائل مادي و روحي رواني شايد يكي از پارتنرها با هيچ كس غير از همسرش تماس جنسي نداشته باشه ولي تو حساب و كتاب مادي زندگي با هم رو راست نباشن و بخوان سر همديگرو كلاه بزارن يا از نظر ذهني و روحي با هم يك دل نباشن چرا زوجهاي ما سعي نمي كنن با هم مثل دوست برخورد كنن حجاب هاي بينشون برداشته بشه هر كاري رو كه از طرف مقابلشون انتظار دارن بهش بگن و در مقابل خواسته هاي پارتنرشون رو بر اورده كنن به نظردر دنيايي كه روز به روز به سمت مدرنيته شدن پيش مي ره حجب و حيا بين زن وشوهر ها منطقي نمي ادباید به خاطر داشته باشیمکه هيچ حرف و عملي از ارزش هيچ كدوم از طرفين كم نمي كنه اونا نبايد به اين فكر كنن كه اگه با طرفشون موضوعي رو مطرح كنن يا ازش چيزي بخان باعث سوء استفاده يا به قول مردم رو دادن و پر رويي مي شه خيلي از جدايي ها كه منشاش خيانت وقتي بررسي مي شه معلوم مي شه طرفين چون از پارتنرشون ارضا نشدن به كسه ديگه اي متمايل شدن در حالي كه خيلي راحت مي تونستن با مطرح كردن خواستها ورفتارهاي مورد نظرشون از گسيختن بنيان خانواده جلوگيري كننو به احساس خوبی که قرار از زندگی داشته باشن برسن.
+ نوشته شده در سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 15:55  توسط جواد غلامی
|